السيد الطباطبائي

15

مجموعه رسائل ( فارسى )

شده است . گروهى او را اسكندر مقدونى و عده‌اى يكى از پادشاهان يمن معرفى كرده‌اند و گروه ديگرى آن را كوروش هخامنشى دانسته‌اند و . . . . براى مزيد استفاده در اين زمينه به مباحث و رساله‌هاى ذيل رجوع كنيد : رسالهء : « ذوالقرنين - سد يأجوج و مأجوج » از سيد هبة الدين شهرستانى ( اين رساله براى بار سوم با مقدمه و تعليقات مفيد علامهء چرندابى در تبريز به چاپ رسيده است ) و : « آيات ذوالقرنين » از دكتر شهاب پور و بحث : « مولوى محمد على هندى » ( بحث ايشان را آقاى سيد غلامرضا سعيدى ترجمه كرده كه در آخر رسالهء آقاى دكتر شهاب‌پور چاپ شده است ) و رسالهء « مولانا ابوالكلام آزاد » ( وزير فرهنگ فقيد هند ) مندرج در شماره‌هاى 1 ، 2 و 3 مجلهء ثقافة الهند ، چاپ بمبئى 1950 م . ملخص اين بحث به وسيلهء مرحوم استاد سيد صدرالدين بلاغى ترجمه شده و در « فرهنگ قصص قرآن » ، ص 374 - 359 درج شده است . البته مجموع آن بحث به وسيلهء آقاى « سيف آزاد » از نو به فارسى درآمده و در آخرين شماره‌هاى نشريهء « ايران باستان » درج گشته است . ولى به نظر مىرسد كه كتاب آقاى باستانى پاريزى در اين زمينه ، مستندتر و خواندنىتر است . * * * بخش چهارم اين مجموعه در رابطه با خلقت انسان نخستين و مسئله تكامل است . مرحوم استاد علامه طباطبائى براى تكميل بحث خود در تفسير آيات سورهء نساء ، در امر پيدايش نخستين انسان و پاسخى علمى بر نظريه مرحوم دكتر يدالله سحابى كه در كتاب خلقت انسان آن را به تفصيل مطرح ساخته ، اين بحث را مرقوم داشته است . در واقع نظريه دكتر سحابى در امر خلقت انسان با نشر كتاب وى در اين زمينه ، مورد توجه محافل مذهبى و روشنفكرى قرار گرفت و در نزد « روشنفكران مسلمان » با مقبوليتى خاص روبه‌رو گرديد ، اما در حوزه‌هاى علمى سنتى ، با نقد و پاسخ همراه شد . استاد علامه طباطبائى با استناد به آيات و روايات ، نظريه « ثبوت انواع » را ترجيح